خوب٬ شیرین و دوست داشتنی...

چه روزهای عجیب غریبی پشت سر گذاشته ام. نگاه که میکنم متعجب میشوم از خودم. خودمی که خودم را تا این جا کشانده ام و حالا کمی متفاوت تر شده ام و بسیار ضعیف تر. ضعیف تری که همیشه بیزارش بودم. میدانید؟! یک روز ادم به خودش میاید و میبیند در موقعیتی است که همیشه از ان فاصله میگرفته؛ اتفاقاتی برایش افتاده که همیشه از انها فراری بوده. می ایستد و شوک زده در جایش می ماند. بعد از ته انباری صندلی چوبی خاک گرفته قراضه ای را پیدا میکند و میگذارد مقابل زندگی اش و نگاه میکند و نگاه میکند و نگاه میکند و نگاه میکند و نگاه میکند...؛ همین قدر تکراری و خسته کننده! اما تا کی؟!

 مدتی است که صندلی را گوشه ای انداختم و شروع کرده ام به خراب کردن و ساختن. این روند را دوست دارم؛ کمی سخت اما در نهایت خوب٬ شیرین و دوست داشتنی...

Paris _A
۰۸ مرداد ۲۳:۱۰


میدونستی خیلی پخته مینویسی؟:)
پاسخ :
:)) ممنون...
~ فو فا نو
۰۹ مرداد ۱۶:۳۷
:)
پاسخ :
(:
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان