که دروغی بیش نیست

باید هو کنیمش. بایستیم جلویش و با تمسخر برایش پوزخند بزنیم. باید بگوییم ما بزرگ تر از ان شدیم که نفهمیم حرف هایش در اهنگ Lili دروغی بیش نیستند. باید بگوییم برود پی کارش و این دروغ ها را رها کند. باید هو کنیمش و هر چه میتوانیم گوجه و تخم مرغ و کاغذ نوشته شده و مچاله مان را سمتش پرتاب کنیم. و بیش تر هم کاغذ مچاله پرتاب کنیم. گوجه و تخم مرغمان کجا بود؟! تنها دارایی ما همان کاغذهایی ست که نوشتیم و مچاله کردیم. که وای بر ما... که وای بر امید واهی... که وای بر ادم هایی که دنیایشان را رها کردند و وارد دنیای دیگری شدند...که وای از دنیایی که نفسگیر بود... باید هو کنیمش، کاغذ مچاله ستمش پرتاب کنیم و بگوییم ما ارواح خبیث همان ادم هایی هستیم که داروهایشان را رها کردند. که نفسمان گرفت. که نفسی نداریم. میگوییم ما ارواح خبیثی شده ایم که حتی خودمان هم از خودمان میترسیم و روزی سی بار هر چه نداریم بالا می اوریم. میگوییم که حالا ما نه نفسی داریم و نه رنگی! هو میکنیمش و فریاد میزنیم ما دیگر همان دنیایمان را هم نداریم. وقتی هو کردنمان تمام شد و کاغذهای مچاله مان را پرتاب کردیم، در اخرین نگاه هم میگوییم ما حالا حتی کاغذهایمان را هم نداریم. که وای بر او... که وای بر ما...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان