چه امیدی به نجات در مرگ؟!

ای دوست! تا زنده ای به او امیدوار باش

بدان تا زنده ای

دریاب تا زنده ای

چرا که نجات، تا وقتی که زنده ای ممکن است.

اگر دست هایت حین زیستن نشکنند

چه امیدی به نجات در مرگ؟

این تنها خیالی باطل است

که روح وقتی از بدن جدا گردد

به او پیوند خواهد خورد

اگر حال پیدا شود

آن زمان نیز پیدا خواهد شد

اگر نه، ما در شهر مرگ سرگشته خواهیم بود.

اگر حال یگانه گردی، زین پس نیز یگانه خواهی ماند.

در حقیقت شنا کن

راهبر راستین را بشناس

و به نام راستین ایمان بر

پرنده ای که در من آواز میخواند

اشعار کبیر

zahra TA
۲۹ تیر ۱۷:۳۶
چه حس خوبی داشت این شعر
پاسخ :
:)
ح. شریفی
۲۹ تیر ۱۷:۵۹
برای زنده ماندن باید امید داشت
پاسخ :
آره
امید مثل نفسه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان