سهمیه ی مردن

باید یه جایی داشته باشی ته ته دنیا. برای خود خودت، فقطم اندازه ی خودت اونجا جا باشه، بری اونجا و برای مدتی بمیری. مثلا بلند شی بری بیرون، بری بری بری و برای همه در نهایت دست تکون بدی، خم شی از روی زمین دری رو باز کنی، دوباره دست تکون بدی و بری پایین. بری تا عمق زمین. اونجا که بهش میگن مرکز زمین بشینی، زانوهاتو بغل کنی و بمیری، برای چند ساعت مردن حق هر کسی باید باشه. اصلا باید همه امون سهمیه میداشتیم؛ سهمیه مردن. مثلا میگفتن هر کدوم یه بار در هفته میتونیم از سهمیه امون استفاده کنیم. مثلا یه دستبند هوشمند رو دست همه امون بود. روز و مدت مردنمو انتخاب میکردیم، دست تکون میدادیم و میرفتیم میمردیم. هر چند واسه مردن این همه دنگ و فنگ هم لازم نیست. کافیه از یه چیزهایی دور باشی، یه حق هایی ازت گرفته بشه، یه حرف هایی بهت گفته بشه، کافیه جهتی رو بری که تو ناخوداگاهت کاشتن... اره میبینی؟ مردن چندان هم سخت نیست. لازم هم نیست تا ته دنیا و مرکز زمین بری. حتی از چیزی هم که فکر میکنی ساده تره... خیلی ساده تر...

الهه ...
۱۵ شهریور ۱۰:۳۵
آخ گفتین!
منم همه‌ش فکر می‌کنم کاش دنیای عادی رو هم می‌شد مدتی مثل اینستا و ... دی‌اکتیو کرد و نبود.
پاسخ :
یا میشد زمان رو متوقف کرد کمی، یه نفسی تازه کرد و باز دوباره ادامه داد

+ البته به نظر میرسه کارهایی مشابه این چیزها تو خود زندگی هم هست، مثل این که بری سفر و مدتی نباشی و خودتو درگیر چیزی هم نکنی، یا کارهایی انجام بدی که رنج و غمت رو فراموش کنی یا حتی خود خوابیدن...
حسین ...
۱۵ شهریور ۱۱:۱۰
دقیقا این دنیا همینه
امام علی میگه این دنیا مث یه خوابه که بعداز مرگ بیدار میشه انسان.
ما دقیقا الان تو همون مرک موقت یک ساعته ایم. به نظر یه کم طولانی تر میاد.
پاسخ :
تفکربرانگیز و جالبه...

+ یاد فیلم تلقین افتادم با خوندن کامنتتون
الهام حبشی
۱۶ شهریور ۰۱:۰۲
کاش میشد...
پاسخ :
#هعی...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان